22 اپریل روز تولد لنین پیشوای کبیر کارگران جهان راجشن میگیریم،

گزیده ها

  22   اپریل روزتولد لنین یکی ازبزرگترین پیشوایان کارگران جهان است. لنین در22 اپریل  سال 1870درشهرک کوچکی در کناره دریای ولگا بنام سیمبرسک Simbrisk د یده  بد نیا گشود. د یری نگذشت که ولادیمیرایلیچ اولیانوف(لنین) کوچک بحقایق د نیای که بطبقات تقسیم شده است- پی برد. د نیائی که نظام طبقاتی وآزمندی سیری ناپذ یری طبقات حاکمه آنرا بجهنم رنج بردن، اهانت تحمل کردن ، حقارت بلعیدن  و استثمارشد ن تبد یل کرده است. ولادیمیرایلیچ اولیانوف جوان همانگونه که هرانسان دیگردریک مقطع معینی اززندگی اش به جائی میرسد که درمقابل نظام حاکم ازدوراه یکی را انتخاب کند :  یا درمقابل نظام حاکم بی تفاوت باقی بماند یعنی حاکمیت استثمارگران و ستمگران را بپذیرد  یا با تمام انواع استثمار وستم بمقابله برخیزد؟ راه مبارزه با نظام حاکم را در پیش گرفت. او به زودی دریافت که مارکس وانگلس عالی ترین سلاح رزم رابخاطرنابودی این نظام دراختیاربشریت قرارداده اند.

 هنگامیکه الیانوف جوان ازاهمیت وبرند گی این سلاح آگاهی یافت، این سلاح دردست اصحاب انترناسیونال دوم بود. آنهااین سلاح رادرمرداب “ملت پرستی” بورژوازی استعمارگر نکه داشته وازآن برای تفرقه و نزاع بین المللی طبقه کارگراستفاده میکردند. لنین باید این سلاح رادرمیدان نبردازاصحاب انترناسیونال دوم پس میگرفت وآنرا بار دگر صیقل میداد وبه همان منظوری که مارکس و انگلس بانیان آن، آنراکشف کرده بودند- بکارمیبرد.  نبرد لنین با انترناسیونال دوم وانواع مختلف اپورتونیزم، رویزیونیزم و اکونومیزم با دفاع ازاصل مارکسیستی ” اعمال قهرانقلابی ود یکتاتوری پرولتاریا”آغازشد.  لنین وعظ ونصحیت اصحاب انترناسیونال دوم را که در نهایت امر”مدفون ساختن روح انقلاب” و” سازش بابورژوازی بود” درهم کوفت. او مد لل ساخت که مارکسیزم با اخلاق سیاسی بورژوازی (سبک مغزی، ارتداد، سیاست بازی، قهرمان پرستی، اینجاوآنجاازانقلاب دم زدن وروح انقلاب رانابودساختن، موعظه “امکان سازش وآشتی طبقات”،درگفتار سوسیالیست ولی درعمل شوینیست بودن، تسلیم طلبی طبقاتی… وغیره راکه اصحاب انترناسیونال دوم بعنوان مشخصات مارکسیزم عملامعرفی کرده بودند) درتضاد است.  بد ینسان برای اولین بارسیمای یک “متد” خاص مبارزه طبقاتی که به پرولتاریاتعلق داشت  درتاریخ ظهور و واردعمل میشد. این متدعبارت بودازبرقرارکردن وحدت تئوری وپراتیک مارکسیستی(که بدست اصحاب انترناسیونال دوم زنده بگورشده) بود. لنین مارکسیزم را ازمحدوده “قطعنامه های کشدار” واطلاعیه های کلیشه ای اپورتونیستهای انترناسیونال دوم بیرون آورده وبسلاح تئوریک حزب پبشاهنگ طبقه کارگر جهان مبدل ساخت . اوشرح داد که حزب طبقه کارگربادسته روشنفکرانی که سخنان رادیکال رامیجوند فرق دارد.  فرق آن هم ازهمه اولتردربکار بست خلاقانه مارکسیزم در عمل است.  به همین دلیل بود که اوتجدید ساختمان کلیه کارهای حزبی، تجدید تربیه تمام کادرهای حزب درجهت آماده ساختن توده ها و پرورش آنها بخاطرحمله بردژسرمایداری را عملی نمود. او بدینسان حزبی راسازمان دهی کرد که توانست اولین انقلاب پرولتری جهان را موفقانه رهبری ودرفش سرخ طبقه کارگر را بروسعت یک ششم ازکره زمین به اهتزاردرآورد. این حزب بدون اصلاح اشتباهات خود نمیتوانست به افتخارات بزرگی به این پیمانه دست یابد. لنین انتقاد وانتقاد ازخود را بعنوان یک اصل علمی برای ایجاد یک حزب زنده ومتحرکی که عمل میکند وبخشا هم دچاراشتباه میشود- معمول ساخت. این بود نمونه ای ازآن “متد”. متد مبارزه طبقه کارگربادشمن و در درون خود که بااصل فلسفه مارکسیستی” تضاد” پیوند ارگانیک دارد.

لنین زمانی وارد میدان مبارزه شد که شرایط تاریخی واوضاع جهان نظربزمان مارکس وانگلس فرق کرده بود. سرمایداری کالائی بسرمایداری فاسد انحصاری تکامل یافته واین سرمایداری برای تقسیم مجدد جهان آمادگی میگرفت، جنگ های امپریالیستی یک امراجتناب ناپذیربحساب میرفت. اپورتونیستها، رویزیونیستها، رفرمیستهای آنروزی نظیر بازارف، بوگدانف، لوناچارسکی، بیرمن، هلفوند، بورشکوویچ… وغیره برفلسفه مارکسیستی ماتریالیزم دیالکتیک حملات شان را بصورت مزورانه ای آغاز کرده بودند. تنها درنصف اول سال 1905 چهارکتاب بخاطرتحریف ماتریالیزم دیالکتیک وماتریالیزم تاریخی برشته تحریردرآمده بودند. ده ها سمپوزیم و صدها کنفرانس که هرکدام از جانب بورژوازی “سخاوتمندانه” تمویل میگردیدند- بخاطرتقویه بازهم بیشترتحریف فلسفه مارکسیستی وبیان مجدد آن بنفع بورژوازی وآشتی طبقات- دراروپای خاوری و باختری سازماندهی ودایر میگردید.

سرمایداری امپریالیستی در تلاش بود تا ماتریالیزم دیالکتیک وماتریالیزم تاریخی پیکارجوراازعلوم طبیعی وریاضیات جداوبجای آن نظراتی چون” پوزیتیفیزم”،”فلسفه علوم طبیعی”،” فلسفه علوم طبیعی قرن بیستم”،”فلسفه علوم طبیغی مدرن”… و غیره را بنشاند وبگوید که “آنچه مارکس وانگلس میگفتند با علوم طبیعی وریاضیات ویابعباره دگرباجهان مادی سروکارندارند(!)”. لنین گفت این ” یک نوع شورشی است برروی زانوها”-” این یکنوع رویزیونیزم فلسفی است”. لنین درسیپتامبر1908اثرجاودانی خود“ماتریالیزم وامپریوکریتیسیزم” را نوشت ودرآن بطورقاطع ازفلسفه مارکسیستی دفاع نمود.  این اثرنتنهانظرات فلسفی بورژوازی را بگور سپرد بلکه فلسفه مارکسیزم را یک گام به پیش برد و تکامل داد.

“کاپیتال” مارکس یکی ازعظیمترین دستآوردهای علمی بشریت هست ولی “کاپیتال” درشرایطی نوشته شده که بشریت استیلای سرمایه مالی یاامپریالیزم را نمی شناخت. “کاپیتال” محصول دوران سرمایداری کالائی است ویقینا که نمیتوانست ونمیتواند میکانیزم وتضادهای دوران فسادوانحطاط سرمایداری رابیان کند. اپورتونیستها، رویزیونیستهاورفرمیستهادرعصر امپریالیزم وانقلابات پرولتری هنوزهم میکانیزم وتضادهای سرمایداری رابراساس داده های سرماداری کالائی یا آنچه در کاپیتال در مورد سرمایداری آمده بود- تحلیل میکردند. لنین این بینش رامغایرباروح مارکسیزم وروح علم دانسته وآنرابمثابه برخورد تهی مغزانه، مغرضانه وایده آلیستی به سرمایداری میدانست. اودربهارسال1916 درزوریخ اثرمعروف خود” امپریالیزم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری “رانوشت ودرآن میکانیزم وتضادهای سرمایداری درحال انحطاط را شرح داد.  لنین در این اثرمدلل ساخت که سرمایداری نمیتواند بیشترازاینمرحله تکامل یابد.“امپریالیزم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری ” نه تنها سبک مغزیهای ایده آلیستی اپورتونیستهارادرمورداقتصاد سیاسی مارکسیزم ردکرد بلکه خود مانند”کاپیتال” به یکی ازعظیمترین دستآوردعلمی بشرمبدل گردید. اکنون دگربسختی میتوان کسی را که “کاپیتال” مارکس را قبول دارد و”امپریالیزم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری” لنین راقبول ندارد- در ردیف بورژواهای رادیکال جا داد چه رسد به آنکه اورا مارکسیست خواند.

مارکس وانگلس میگفتند که انقلاب اول ازکشورهای صنعتی اروپای باختری آغازخواهد شد. اپورتونیستها نیز به این گفته مارکس وانگلس مذهب گونه چسبیده بودند. لنین که بگفته استالین “شاگر مارکس” بود- میدید که امپریالیزم وصدورسرمایه جهان را به یک اقلیت ملل ستمگرواکثریت ملل تحت ستم تقسیم کرده است. تلاش دیوانه وارامپریالیستهای ملل مختلف بخاطر دستیابی برمنابع طبیعی وبازارکارارزان وصدورسرمایه از یکطرف وخصلت جهانی شدن سرمایه ازطرف دگرجهان را به بشکه باروت جنگهای امپریالیستی مبدل کرده است. دگر نباید امیدوار بود که انقلاب از باختر ثروتمند، میتروپلهای استعماری وپایتختهای تمرکزدستآورد مادی بشردرروی کره زمین- ظهور میکند. باید انقلاب را درگرهگاه تضادهای امپریالیستها، آنجاهائیکه فقرروزافزون باتولید ثروت و سودهای امپریالیستی درکنارهم وجود دارند- جستجوکرد.  لنین بدینگونه نتنها فلسفه واقتصاد مارکسیستی را تکامل داد بلکه سوسیالیزم علمی را نیزرشد و تکامل داده ومارکسیزم رابقله نوین آن یعنی لنینزم ارتقا داد.

امانبایدخدمات لنین رادرحدودنوشتن چندکتاب خلاصه کرد. اگرچند کارلنین درحدود صدهارساله، کتاب وسخنرانی میرسد ولی مساله اصلی برسررشد وتکامل دادن روح مارکسیزم یعنی کیفیت مساله است که در کمیت این سخنرانیها، رساله هاوکتابها تبارز یافته است. اهمیت مساله برسراینست که لنین طبقه کارگرورهبران آن مارکس وانگلس را دوست میداشت. رفیق باب اواکیان صدرحزب کمونیست انقلابی اضلاع متحده در مورد لنین میگوید که لنین قلبش را بطبقه کارگرورهائی اوداده بود. اهمیت مساله در این نکته است. دوست داشتن طبقه و منافع تاریخی او. عظمت لنین ولنینزم نیزدراین نهفته است که ازآنهاصاعقه برانداختن استثماروستم سرچشمه میگیرد.

امروزلنین دربین ماطبقه کارگرنیست ولی ماباعشق سرشاروعلاقه بیکران روزتولد این رهبروپیشوای گرامی مارا جشن میگیریم وآنرا بتمام پرولتاریای جهان جهان تبریک میگوییم.

زنده باد مارکسیسزم- لنینزم- مائویزم!

زنده باد جنبش انقلابی انترناسیونالیستی!

زنده باد حزب کمونیست افغانستان!

به پیش بسوی کمونیزم!

هواداران حزب کمونیست افغانستان دراروپا وکانادا

21اپریل 2004

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.