صدمين سالروز 8 مارچ روز جهاني زن
به زنان سراسر جهان مبارک باد

نظر هواداران

زنان و مردان رزمنده وانقلابي!
اولتر از همه روز جهاني زن را به شما زنان و مردان رزمنده و انقلابي که همواره خشم تان را به مبارزه عليه امپرياليسم و ارتجاع تبديل نموده  و آماده ايد تا با تمام قدرت و توان در جهت سرنگوني نظام فرتوت وقرون وسطائي جمهوري اسلامي ايران برزميد و زنان سراسر جهان، تبريک گفته و آرزومند تحقق آرمان هاي والاي انقلابي شان در آيندهء نزديک هستيم .
از نخستين روزي که 8 مارس بحيث روز جهاني زن نامگذاري گرديده يکصد سال مي گذرد، تثبيت روز زن در اثرمبارزات بي امان، پيگير و شبانروزي مليونها زن طي  سال هاي متمادي بود که در 8 مارچ سال 1908 توسط انترناسيونال دوم تأئيد گرديد.
مبارزات زنان در طي اين  صد سال در سراسر جهان مسير پر پيچ و خمي را پيموده و توانسته ثمرات در خشاني را ببار آورد.
انقلاب کبير اکتبر و انقلاب 1949 در چين بخصوص انقلاب فرهنگي پشتوانه و سمت و سو دهندهء قوي مبارزات آزاديخواهانهء زنان بوده وبه رشد و تقويت جنبش هاي آزاديبخش زنان دراقصأ نقاط جهان ياري رساند که البته نقش محوري را در اين مبارزات خود زنان بدوش داشتند.
در دوره انقلاب کبير فرهنگي درافغانستان سازمان جوانان مترقي بنيانگذار، جنبش مائويستي بشمار ميرود که در وجود جريان شعلهء جاويد تبارز وسيع و گسترده اي يافت. در آنزمان بود که زنان مبارز در دانشگاه و مکاتب مرکز و ولايات با مردان دريک صف قرار گرفته و بدفاع از حقوق خويش پرداختند، ولي اين مبارزات را دولت هاي بعدي با حمايت سوسيال امپرياليسم وامپرياليسم سرکوب کردند.
اکنون که افغانستان در اشغال نيرو هاي 37 کشور امپرياليستي در رأس امپرياليسم امريکا قرار دارد و دولت مزدور کرزي شامل تمام جنايتکاران دوره هاي گذشته در آن مستقر مي باشد به يقين جاي براي حمايت و حفاظت از حقوق زنان وجود ندارد.
امريکا وقتي کشور ما رامورد تهاجم نظامي قرار داد، يکي از بر جسته ترين اهدافي را که عنوان کرد، آزادي زنان بود، اما با روي کار آوردن دولت اسلامي اولين گام را براي اسير نگهداشتن زنان بر داشت و طوريکه از اول معلوم و مشخص بود علاوه بر اينکه وضع زنان در طي حاکميت شش سالهء امپرياليست ها بهبود نيافته، از قبل بد تر هم شده است. بي بي سي بتاريخ 5 مارچ در سايت انترنتي اش نوشت :« گزارشي که دوهفته پيش از سوي نهادي به نام «نوع زن» (Women Kind ) منتشر شد، نشان مي دهد که هشتاد درصد زنان افغان از خشونت هاي خانوادگي رنج مي برند، ۶۰ درصد ازدواج ها اجباري است و نزديک به ۵۷ درصد دختران، مجبور مي شوند در سنين زير شانزده سال ازدواج کنند. »
وسخنگوي وزارت امور زنان افغانستان در بررسي سال 2007 خود به خشونت عليه زنان چنين اعتراف مي نمايد: “در ربع سوم امسال ۲۳۳۰ قضيه و در ربع چهارم ۶۷۱ قضيه (درخصوص زنان) را در مرکز و ولايات به ثبت رسانده ايم که رقم بالايي است. قضاياي خشونت به انواع مختلف وجود دارد که مي توان از آن جمله به لت و کوب، طلاق، خودسوزي، فسخ نامزدي، اختطاف، قتل، تجاوز جنسي و ازدواج اجباري اشاره کرد.”
واقعيات وخيمتر، وحشتناکتر و به مراتب وحشيانه تر از اينهاست.  بي بد وباري هاي ناشي از عملکرد بيش از 60 هزار سرباز قواي اشغالي، و نيرو هاي دولت مزدور، که در رأس اين جنايات قرار دارند و قانون باصطلاح اساسي کشور که برحاکميت نظام مرد سالار مهر تأئيد زده است، عامل اصلي  تمام اين جنايات وحشتناک نسبت به خلق افغانستان بخصوص زنان مي باشد.
مؤسسات دولتي و ناظران ملل متحد هميشه به موارد سطحي وظاهري خشونت ها اشاره نموده و آنها را ناشي از بي بندو باري هاي قوماندان سالاران قلمداد مي نمايند، ولي بر مردم افغانستان هر روزه ستمهاي بيشماري توسط قواي اشغالگر و مزدوران آنها اعمال ميگردد که ستم گري هاي قوماندان سالاران بخشي از آنها بوده و توسط قواي اشغالگر، حمايت ميگردد.
بريدن گوش وبيني زنان، تجاوز وحشيانهء جمعي به آنها، فروش زنان و کودکان در داخل و خارج کشور ، سم پاشي مزارع به بهانه محو کشتزار مواد مخدر و بمباردمان هاي خانمان سوز و تباه کن، اشاعه و گسترش اعتياد و امراض ساري، سنگباران و تيرباران و شکنجه و زنداني نمودن زنان در زندانهاي علني و خصوسي و دهها مورد ديگر که در رأس آنها مستعمره بودن افغانستان قرار دارد، عمدا از قلم ونظر اين «حاميان حقوق بشر» پنهان مانده  و به آنها توجهي صورت نمي گيرد. نه تنها به آنها بلکه به مواردي که اشاره هم مي نمايند هيچگاه تغيير اساسيي وارد نمي شود و وضع زنان هر روز از روز قبل بد تر مي شود.
در اثر بي توجهي قواي اشغالگر و دولت مزدور هزاران زن و مرد، طفل و جوان در برف باري هاي اخير از شدت سرما جان باخته ويا به سرما زدگي مبتلا شدند و دهها هزار مواشي آنها تلف گرديد و دولت ايران نيز به بهانهء اينکه کار کارگران ايراني توسط افغانها ربوده شده، هزارها زن ومرد و کودک افغانستاني را از آن کشور اخراج نموده و طعمهء سرما ساخت.
در مناطق تحت تصرف طالب ها که در جناح مخالف دولت و قواي اشغالگر قرار دارند نيز زن ستيزي غليظ طالبي حکمروائي دارد. طالب ها روش هائي را که در دوره حاکميت شان نسبت به زنان اعمال مي کردند نه تنها تخفيف نداده بلکه تشديد نيز نموده اند.
در ايران که کشور همسايه افغانستان است همه روزه تحت نظام آخوندي جنايات وسيع مشابهي در حال انجام است و دولت قرون وسطائي جمهوري اسلامي طي 31 سال گذشته بخاطر بقاي نظام فرتوتش به سرکوب، شکنجه و اعدام  نيرو هاي کمونيست وانقلابي واقشار وسيع مردم اين کشور بخصوص زنان پرداخته و هر روزه به بهانه هاي مختلف دست به تهديد و زنداني ساختن اين مبارزان آزاده زده و مي زند.  
مردم ايران بخصوص زنان از بدو ايجاد جمهوري اسلامي عليرغم سرکوب وارعاب ، شکنجه و اعدام هاي دستجمعي به مبارزات شان عليه اين نظام فرتوت ادامه داده اند.
لازمست زنان افغانستان، ايران وسراسر جهان از زنان نپال بيآموزند. زنان نپال در جريان جنگ ده سالهء خلق با مبارزات پيگير و انقلابي شان توانسته اند به بيشترين حقوق انساني شان برسند و بسا از خواسته هاي انقلابي شان را تحقق بخشند. از اين جهت مبارزات آزاديخواهانه زنان بايد درمتن جنبش انقلابي و ضد امپرياليستي و ضد ارتجاعي کنوني قرار داشته و همزمان با آن پيشبرده شود.

زنده باد مبارزات برحق زنان ايران افغانستان و سراسر جهان!
مرگ بر رژيم هاي  زن ستيز ايران و افغانستان!

هواداران ….. در اروپا 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.