ماهيت طبقاتي جنگ افغانستان و پاکستان
3,658 واژه، 19 دقیقه زمان خواندن. فایل PDFدریافت « ازنقطه نظر تئوري كاملا اشتباه بود هرآئينه فراموش مي شد هر جنگي ادامه سياست با وسايل ديگر است.»(1) در جوامع طبقاتي، جنگ يك امر ناگزير است. هيچ جنگي نميتواند فاقد جنبه طبقاتي باشد، براي درك اين كه جنگ چه نوع جنگي است آيا جنگ انقلابي وآزاديبخش است يا اين كه يك جنگ ضد انقلابي واستعماري، بايد موقعيت اجتماعي جناحهاي درگير جنگ را شناخت، بايد ديد كه طرفين داراي چه پايۀ طبقاتي بوده و چه سياستي را دنبال ميكنند، بايد اقتصاد و سياست جناحهاي درگير جنگ را قبل از جنگ بررسي نمود، بايد به اين نكته پي برد كه كدام علل و عوامل باعث گرديده است كه آن سياست بواسطه اين جنگ راه خود را بگشايد، خلاصه براي اثبات اين كه هر جنگي چه جنبه حقيقي اجتماعي – حقيقي طبقاتي دارد، بايد موقعيت عيني طبقات درگير جنگ را تجزيه وتحليل نمود. براي اين امر نبايد به يك مشت مثالها و اطلاعات بي ارتباط و جداگانه، بلكه مجموعه از مدارك در ارتباط با اساس زندگي اقتصادي طرفين درگير جنگ و شرايط جهاني را بررسي نمود. لنين گفت: «به نظر من مهمترین مسئلهای که معمولاً در مسئلهٔ جنگ نادیده گرفته میشود، و دربارهٔ آن بحثهای بیحاصل زیادی صورت میگیرد، این است کهماهیت طبقاتی جنگ چیادامۀ مطلب
