1,366 واژه، 7 دقیقه زمان خواندن.
اول ماه میِ پرولتری، سرخ و انترناسیونالیستی
علیه امپریالیزم – جنگ امپریالیستی – ارتجاع و فاشیزم – استثمار، فقر و فلاکت بر پرولتاریا و خلقها برای انقلاب دموکراتیک خلقها، پرولتری و سوسیالیستی در سراسر جهان و در هر کشور به پیش!
پرولتاریای جهان اول ماه می را در شرایطی گرامی میدارند که خطر یک جنگ جهانی امپریالیستی جدید رو به افزایش است؛ جنگی که حتی میتواند به یک جنگ هستهای تبدیل شود.
امپریالیزم در باتلاق بحران عمومی فرو رفته و همه تلاشها برای خروج از این باتلاق ناکام مانده است. به همین دلیل، کشورهای عمده امپریالیستی ( ایالات متحده امریکا / اتحادیه اروپا / روسیه / چین ) برای تقسیم مجدد جهان میجنگند تا کنترل منابع مواد خام و بازارهای جهانی را به دست آورند.
هر روز، امپریالیزم، دولتها و حکومتهایش، احزاب پارلمانی و عواملش در درون جنبشهای کارگری و مردمی، گامهای عملی به سوی این جنگ جهانی جدید برمیدارند.
امپریالیزم آمریکا بخصوص، با ریاستجمهوری نازیِ وار ترامپ، سطح و شدت حرکت به سوی جنگ امپریالیستی را افزایش داده است؛ این جنگ نسلکشی مردمان فلسطین را به طور کامل پوشش داده است. این جنگ با تبانی و تقابل با امپریالیزم روسیه برای تقسیم اوکراین ، سپس به تجاوز علیه ونزوئلا اقدام نموده و اکنون نیز در جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی و صهیونیستی علیه ایران، پیش رفته و همه وهمه با هدف سرنگونی دولتها و جایگزینی شان با حکومتهای دستنشانده صورت گرفته است که با مقاومت شدید ملت و توده های ایران و لبنان روبرو شده است.
همچنین ایالات متحده امریکا با بهراهاندازی جنگ تعرفهای تلاش کرده است قدرتهای امپریالیستی اروپا و سایر کشورهای سرمایهداری و امپریالیستی را با برنامهها و منافع خود همسو سازد که با مخالفت ها و توافقات مختلفی که به تضادهای ذات البینی امپریالیستی دامن میزند، روبرو گردید.
در عین حال، امپریالیزم امریکا جنگی علیه تودههای پرولتری، مهاجران و اپوزیسیون ضد فاشیستی و ضد امپریالیستی، زیر بیرق نژادپرستی و سرکوب، برای تبدیل ایالات متحده امریکا به یک دیکتاتوری آشکار در خدمت سرمایه بزرگ به راه انداخته است و در مقیاس جهانی تلاش می نماید تا نیروهای ارتجاعی، فاشیستی، نازی، ملیگرای افراطی و پوپولیستی را در هر کشور تقویت و تحکیم نماید.
به ارتباط کشورهای تحت سلطه و زیر ستم امپریالیزم، تلاش دارد قدرتهای هژمونیک منطقهای مانند ترکیه، هند و برزیل را با خود همسو کند تا ائتلافی برای پیروزی در جنگ جهانی جدید برای تقسیم مجدد جهان بسازد، و همزمان شوونیزم، ناسیونالیزم و بنیادگرایی دینی را تقویت نماید.
امپریالیزم آمریکا میخواهد از طریق جنگ از بحران و زوال خود بیرون شود؛ در حالی که سایر قدرتهای امپریالیستی بزرگ و کوچک نیز در پی حفظ منافع خاص خود هستند.
همه اینها منجر به وضعیتی گردیده که در آن هر کشوری ، دولتی و حکومتی با تجدید تسلیحاتی ، اقتصاد جنگی، انتقال بحران و هزینه های جنگ بر دوش پرولتاریا و مردم، برای شرکت درین جنگ مجهز گردند.
نابرابریها میان ثروتمندان و تهیدستان در جهان هرچه بیشتر در حال افزایش است و با تشدید بحران اقتصادی جهانی، فقر نیز افزایش می یابد. رقابت سرمایهداران/امپریالیستها برای کسب سود بیشتر، منجر به فاجعههای اجتماعی و محیط زیستی میشود. آنچه بهاصطلاح «انقلابهای صنعتی سوم و چهارم» نامیده میشوند، نه نوآوریهایی برای پیشرفت بشریت، بلکه ابزارهایی برای انباشت هرچه بیشتر سرمایه از طریق سرمایهٔ مالی است.
جنگهای امپریالیستی و ارتجاعی باعث بی پناهی، آوارگی و پناهندگی صدها هزار نفر شده و مردمان کشور های نیمه-مستعمره و تحت سلطه مواجه با فقر و بیکاری را بطرف کشورهای کاپیتالیستی سوق میدهد.
طبقات حاکم در کشورهای سرمایهداری/امپریالیستی، و همچنین در کشورهای تحت ستم امپریالیزم، میکوشند قدرت خود را هم از طریق انتخابات که هدف آنها تغییر چهرههای حکومتی خادم شان است و نه تغییر ماهیت قدرت ؛ و هم در جایی که عدم مشارکت گسترده وجود دارد، آشکارا از طریق سبک کار حکومتها و رژیمهای فاشیستیگونه، قوای پلیس دولتی و اعمال دیکتاتوریهای آشکار ، حفظ نمایند.
در مواجهه با همهٔ اینها، پرولتاریا، تودههای مردمی و ملتهای تحت ستم امپریالیزم راهی جز تشدید مبارزه، گسترش قیامهای اجتماعی و مردمی، مبارزات مسلحانه، راه اندازی جنگ خلقها، و جنبش هایی با هدف سرنگونی دولتهای ارتجاعیِ خدمتگزار امپریالیزم و طبقات حاکم ندارند.
این جنبشها، با وجود تمامی قوتها و محدودیتهایشان، نشان میدهند که هیچ جایگزینی در مسیر انقلاب، جز انقلابهای دموکراتیک نوین و انقلابهای سوسیالیستی وجود ندارد.
ابزار اصلی برای انجام انقلاب، احزاب انقلابی است. ساختن و تقویت احزاب کمونیست، و دفاع از آنها در برابر طرحهای بورژوازی برای نابودیشان ( بویژه علیه مائوئیستها: عملیات کاگار در هند، سرکوب در فیلیپین، ترکیه و غیره) وظیفهٔ اصلی امروز و کلید پیشبرد جنبشهای پرولتاریایی و مردمی در همهٔ کشورهای جهان است.
تنها ایجاد حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست-مائوئیست است که امکان توسعهٔ جبههٔ متحد پرولتاریا و مردمی و ایجاد ارتش خلق و پرولتری لازم را برای سرنگونی طبقات حاکم در هر کشور و نظام امپریالیستی در مقیاس جهانی فراهم میکند.
احزاب کمونیست (مارکسیست-لنینیست-مائوئیست) باید در آتش مبارزهٔ طبقاتی و در پیوندی نزدیک و استوار با تودهها شکل گرفته و گسترش یابند؛ بهعنوان واحدهای پیشاهنگ کارگری، واحدهایی که توانایی رهبری مبارزهٔ پرولتاریایی و مردمی و مبارزهٔ سیاسی و مسلحانه را در چارچوب کشورهای مختلف داشته باشند، تا جنگ طبقاتی، جنگ انقلابی و جنگ خلق را گسترش دهند.
احزاب کمونیست (مارکسیست-لنینیست-مائوئیست)باید قادر باشند خطاها و شکستهای جنبش های انقلابی کمونیستی، چه در گذشته و چه در حال حاضر، را تحلیل کنند؛ و همچنین توانایی هدایت تجربهٔ مستقیم پرولتاریا، تودهها و جنبشهای مبارزاتی را داشته باشند.
احزاب کمونیستِ درگیر در جنگ خلق و همه احزاب و سازمانهایی که برای این جنگ و برای انقلاب فعالیت میکنند ، باید در مبارزهای مداوم علیه رویزیونیزم و « چپ روی» ، نقش پیشتاز را برای شالودهگذاری یک سازمان بین المللی کمونیستی، یک سازمان بینالمللی متحد، تحت درفش مارکسیزم-لنینیزم-مائوئیزم برای رهبری پرولتاریا و تودههای مردم در کشورهای سرمایهداری و امپریالیستی و نیز کشورهای تحت ستم امپریالیزم در مبارزهٔ انقلابی برای سوسیالیزم، ایفا کنند.
برای این هدف، امروز لازم است یک مجمع بین المللی کمونیستی واحد ایجاد شود که قادر به کمک در رهبری پرولتاریا در کشورهای سرمایهداری و امپریالیستی و نیز در کشورهای تحت ستم امپریالیزم در مبارزه؛ و در بسیج همهٔ نیروهای ضد امپریالیستی، جنبشهای آزادیبخش ملی و بخشهای پیشرو جنبشهای ضد جنگ، فاشیزم، ارتجاع و سرکوب، نسلکشیها و ویرانیهای ارضی و محیط زیستی باشد.
امروزه، این مرحلهٔ ضروری برای پیشروی در بازسازی جنبش بین المللی کمونیستی و ایجاد یک انترناسیونال نوین کمونیستی است.
جهان امروز با تقابل تاریخی و سرنوشتساز میان جنگ امپریالیستی و جنگ رهایی بخش پرولتاریا و ملتها روبهرو است.
تعالیم و شعارهای لنین و مائو بار دیگر بهطور بسیار صریح و روشن برجسته شده اند:
لنین:
- «تبدیل جنگ امپریالیستی به جنگ داخلی»
- «امپریالیزم، سپیده دم انقلاب جهانی پرولتاریا است»
- «یک نوع و تنها یک نوع انترناسیونالیزم وجود دارد، و آن این است که بدون قید و شرط، برای رشد جنبش انقلابی و مبارزهٔ طبقهٔ کارگر در کشور خود کار شود، و در عین حال این مبارزه در همهٔ کشورها (با تبلیغ، همبستگی و کمک مادی) حمایت گردد؛ این و تنها این خط است که باید در همه کشورها بدون استثنا دنبال شود.»
مائو”
«تاریخ نشان میدهد که جنگها به دو دسته تقسیم میشوند: جنگهای عادلانه و جنگهای ناعادلانه. همهٔ جنگهای مترقی عادلانهاند و همهٔ جنگهایی که مانع پیشرفت میشوند ناعادلانهاند. ما کمونیستها با همهٔ جنگهای ناعادلانه که مانع پیشرفتاند مخالفیم. ما کمونیستها نهتنها با جنگهای عادلانه مخالف نیستیم، بلکه فعالانه در آنها شرکت میکنیم. جنگ جهانی اول نمونهای از یک جنگ ناعادلانه است: دو طرف برای منافع امپریالیستی جنگیدند، و به همین دلیل کمونیستها در سراسر جهان قاطعانه با آن مخالفت کردند. شیوهٔ مقابله با چنین جنگی این است که تا حد امکان پیش از وقوع آن از بروز آن جلوگیری شود، اما هنگامی که جنگ آغاز شد، باید با جنگ به جنگ پاسخ داد؛ جنگ ناعادلانه را با جنگ عادلانه، در صورت امکان، پاسخ گفت.»
اول می 2026 میلادی
امضاء ها تا کنون :
- حزب کارگران تونس (الکادحین)
- حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان
- حزب کمونیست نیپال (اکثریت)
- حزب کمونیست سوئیس
- حزب کمونیست ترکیه مارکسیست – لنینیست (TKP-ML )
- وحدت کمونیستی فرانسه
- اتحادیه کارگران کمونیست ( م ل م ) کلمبیا
- حزب (مارکسیست – لنینیست ) ایتالیا
- کمیته مائوئیست کمونیست برازیل
- حزب مائوئیست کمونیست ایتالیا
- حزب پرولتاریای پوربوبنگلا – بنگلادیش ( PBSP)
- گروه مائوئیستی راه سرخ ایران
- حزب کمونیست انقلابی نیپال
- گروه یونشووینو – چین
- سازمان کارگران افغانستان ( مارکسیست – لنینیست – مائوئیست – عمدتا مائوئیست)
- درفش دسته کمونیستی کره جنوبی
- هیئت تحریریهٔ نشریهٔ خبری گونگگی (چین) – ارگان انقلابیِ طبقهٔ کارگر
