خط ترسیم شده توسط رفیق ضیاء و هم‌رزمانش را با کار شانه به شانه و مبارزۀ شانه به شانه با توده‌های زحمت‌کش ادامه می‌دهیم

“سند ذیل به تاریخ ۶ سنبلۀ ۱۳۹۹، به دست ما رسید که برای نشر در وبسایت ارسال نموده بودیم، متاسفانه توسط (ملیار) از واحد شمارۀ ششم بایگانی گردیده و اجازه نشر را نیافت. اینک به انتشار آن مبادرت ورزیدیم.” مرگ نابهنگام رفیق ضیاء صدر حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان را به تمام اعضای کمیتۀ مرکزی حزب، کمیته‌های منطقوی، تمامی هواداران حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان، تمام احزاب و سازمان‌های مارکسیست ـ لنینیست ـ مائوئیست سایر کشورها تسلیت عرض می‌کنم. با کمال جرات می‌توان گفت که رفیق ضیاء صدر حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان جاودان و فنا ناپذیر گردید. بدون شک از دست دادن رفیق ضیاء رهبری که تمام عمر و زندگیش در راه کمونیزم (مارکسیزم ـ لنینیزم ـ مائوئیزم) و خدمت به خلق ستم‌دیده صرف نمود برای پرولتاریا، توده‌های زحمت‌کش و تحت ستم و هم‌چنان زنان کشور که علاوه بر ستم طبقاتی از ستم امپریالیستی و شئونیزم مردسالارانه رنج می‌برند، ضربه نهایت بزرگ و غیرقابل سنجش می‌باشد. از آن جایی که همه رفقا درباره زندگی سیاسی رفیق ضیاء وضاحت دادند و پیام‌های تسلیت‌شان را فرستادند متشکرم. من می‌خواهم کمی به زندگی شخصی رفیق ضیاء وضاحت بدهم. اجازه دهید رفیق ضیاء را به معرفی بگیرم. رفیق ضیاء به صفت یک مارکسیست ـ ادامۀ مطلب


اوضاع و شرایط کنونی از ما چه می‌طلبد؟

سند ذیل توسط هیات تحریر شعله جاوید، در ماه سنبله ۱۳۹۹ نهائی شده بود؛ ولی متاسفانه توسط (ملیار) از واحد شماره ششم بایگانی گردید و منتشر نشد. ما  با رعایت اصول حزبی و مبارزات جدی در این راه، موانع را مرفوع و نشرات را مجددا از سر گرفته‌ایم که اینک خدمت خوانندگان محترم تقدیم میداریم. اشغال‌گران امپریالیست و بخصوص نیروهای اشغال‌گر امریکایی از زمانی‌که افغانستان را اشغال نمودند در پی حضور دراز مدت خویش در افغانستان بودند. به همین مناسبت پیمان امنیتی را با رژیم دست‌نشانده امضا نمودند، چه قبل از عقد پیمان امنیتی و چه بعد از آن امریکایی‌های اشغال‌گر قصد بیرون شدن از افغانستان را نداشتند. بعد از عقد پیمان امنیتی رسما و به اصطلاح قانوناً با ایجاد 9 پایگاه استراتیژیک نظامی در نقاط حساس کشور مسلط شدند. نیروهای اشغال‌گر امریکایی می‌خواستند و می‌خواهند که از طریق این پایگاه‌ها ازیک‌سو افغانستان را هم‌چنان تحت کنترل نگه دارند و به انقیاد کامل خویش در آورند و از سوی دیکر نقش مسلط شان را در منطقه و در قبال قدرت‌های منطقه‌یی هم‌چنان حفظ نمایند و تحولات بعدی منطقه و قدرت‌های منطقه یی را از نزدیک زیر نظر داشته باشند و به این ترتیب سلطه جهانی شان را به مثابه یگانه ابر قدرت امپریالیسـتی موجود در جهانادامۀ مطلب

بیایید تا دوصـدمین سـال‌گرد فریدریش انگِلس پیشـوای کبیر پرولتاریای جـهان را جشـن بگیریم!

اطلاعیه ذیل، به تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰ ( ۸ قوس ۱۳۹۹ خورشیدی) به مناسبت دوصدمین سالگرد فریدریش انگلس از طرف احزاب وسازمان های م ل م کشور های جهان هم‌چون کشورهای ایتالیا، گالیسیه ایالت هسپانیه، ترکیه، جرمنی، تونس، کلمبیا، اتریش، فرانسه، شیلی،هند، مکزیک، اکوادور، فیلیپین، انتشار یافته است و حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان نیز از جملۀ امضاء کنندگان این اطلاعیه می باشد. ترجمۀ: کمیتۀ روابط بین الملی ح.ک.م.ا بیست و هشتم نوامبر سال جاری، دوصدمین سال‌گرد فریدریش انگلس، یکی از رهبران بزرگ پرولتاریای جهان و بنیان‌گذار مشترک علم انقلاب پرولتری -همراه با مارکس-  می‌باشد که امروزه به مارکسیزم – لنینیزم – مائوئیزم معروف است. پرولتاریای انقلابی همه کشورها، با الهام از بنیان‌گذاران برجستۀ سوسیالیزم علمی ، مارکس و انگلس، مبارزات خود را به‌راه انداخته و در طی این دوره، منجر به غنی‌سازی علم انقلاب و توسعه آن شدند. مرحلۀ قابل عطف و مهم آن، انقلاب سوسیالیستی اکتبر در روسیه است، که عصر انقلاب جهانی پرولتری را به وجود آورد و پیروزی انقلاب در چین که با انقلاب بزرگ فرهنگی پرولتری ادامه یافت، برای پرولتاریا مارکسیزم – لنینیزم – مائوئیزم را اهدا نمود، یک تئوری عالی و ملیح که به شما اجازه می‌دهد نه تنها قادامۀ مطلب

علیه تسلیم طلبی ملی و طبقاتی مبارزه کنید

سند ذیل توسط هیات تحریر شعله جاوید، در ماه اسد ۱۳۹۹ نهائی شده بود؛ ولی متاسفانه توسط (ملیار) از واحد شماره ششم بایگانی گردید و منتشر نشد. ما  با رعایت اصول حزبی و مبارزات جدی در این راه، موانع را مرفوع و نشرات را مجددا از سر گرفته‌ایم که اینک خدمت خوانندگان محترم تقدیم میداریم. با تجاوز امپریالیست‌ها به رهبری امپریالیزم اشغال‌گر امریکا در افغانستان موج عظیمی تسلیمی و تسلیم طلبی از”چپ” و راست سربلند نمود.اكثريت نمايندگان فكري فئوداليزم یعنی احزاب جهادی هفت‌گانه (به استثنای حزب اسلامی گلبدین) و هشت گانه و ملیشه‌های بدنام نقش نیروی پیاده نظام اشغال‌گران امپریالیست را در افغانستان بازی نمودند. بعد از اشغال افغانستان نیروهای “چپ” (خلقی پرچمی‌ها و به اصلاح شعله‌یی‌ها) نیز به مبلغ و مروج اشغال‌گران امپریالیست تبدیل گردیده و هر کدام احزاب شان را ساختند و در وزارت عدلیه رژیم پوشالی ثبت و راجستر نمودند. آن‌ها نه تنها این کار را کردند، بل‌که سعی نمودند که از طریق نوشتن کتاب‌ها و مقالات متعدد تسلیمی شان را موجه جلوه دهند. آن‌ها با نوشتن کتاب‌ها و مقالات متعددخط مشی تسلیم طلبانه رفزمیستی و پارلمانتاریستی را ارائه نمودند. اوضاع و شرایطِ 19 سال گذشته  به خوبی نشان داده که تسلیم شدگان در حد تادامۀ مطلب

حزب سازان فريبكار و اغواگر

سند ذیل توسط هیات تحریر شعله جاوید، در ماه اسد ۱۳۹۹ نهائی شده بود؛ ولی متاسفانه توسط (ملیار) از واحد شماره ششم بایگانی گردید و منتشر نشد. ما  با رعایت اصول حزبی و مبارزات جدی در این راه، موانع را مرفوع و نشرات را مجددا از سر گرفته‌ایم که اینک خدمت خوانندگان محترم تقدیم میداریم. بعد از لشکر کشی اشغال‌گران امپریالیست به رهبری امپریالیزم اشغال‌گر امریکا به افغانستان و اشغال این کشور توسط آن‌ها، نیروهای ارتجاعی به اصطلاح چپ سر از پا نشناخته و مانند احزاب ارتجاعی جهادی به دنبال اشغال‌گران امپریالیست به راه افتاده و اشغال کشور را «بارقه امید در چشمان اشکبار ملت افغانستان» خوانده و تجمع خائنین ملی در بن را «مظهر اراده ملت افغانستان» نامیدند، به این ترتیب در صف داوطلبان خدمت‌گذار اشغال‌گران امپریالیست ایستادند، احزاب شان را در وزارت عدلیه رژیم پوشالی ثبت و راجستر نموده و از این طریق در بازی‌های نمایشی و فرمایشی انتخاباتی شرکت نمودند و در خوان یغمای اشغال‌گران امپریالیست و رژیم پوشالی شریک شدند و جا ومقامی در رژیم پوشالی برای خود اختصاص دادند. بعد از اشغال افغانستان توسط اشغال‌گران امپریالیست یکی دیگر از این تشکیلات “ساما” بود که اشغال کشور را به فال نیک گرفت و به تبلیغ و ترویج دموکراسادامۀ مطلب

قسمت چهارم، پنجم و ششم “محفل هرات” چه‌گونه شکل گرفت و چه مسیری را پیموده است؟

سند ذیل توسط هیات تحریر شعله جاوید، در ماه سنبله ۱۳۹۹ نهائی شده بود؛ ولی متاسفانه توسط (ملیار) از واحد شماره ششم بایگانی گردید و منتشر نشد. ما  با رعایت اصول حزبی و مبارزات جدی در این راه، موانع را مرفوع و نشرات را مجددا از سر گرفته‌ایم که اینک خدمت خوانندگان محترم تقدیم میداریم. “محفل هرات” چه‌گونه شکل گرفت و چه مسیری را پیموده است؟ قسمت چهارم     بحث “ش. آهن‌گر”  در قسمت چهارم سندش بر محور “تحکیم پیوند” دور می‌زند. ما در این قسمت فقط مختصراً روی جعل‌کاری تاریخی که “ش. آهن‌گر” که در آن خیلی مهارت دارد صحبت می‌نماییم. او بحثش را این‌طور آغاز می‌نماید:     «آغاز این امر به قبل از كودتا می‌رسد و در گزارش حضوری هیئت اعزامی حوزه قبلاً ارائه شده و ثبت پروتوکول‌ها و اسناد سازمان است؛ كه در پروسۀ تشكل “ساما”، در اولین حلقۀ سه نفری، “رستاخیز” عضویت داشته است (جدی۱۳۵۶ ش).» (صفحۀ 12 سند ـ تأکید از ماست)     همان‌طوری که قبلاً گفتیم ” آهن‌گر” تلاش می‌ورزد تا با جعل تاریخ از خود شخصیتی بسازد که نیست. چنان‌چه زمانی برای “سازمان مارکسیست- لنینیست”ها تاریخچۀ جعلی از سال 1357 خورشیدی ساخت و در سایت رزمندگان نشر نمود که در شمارۀ 26 شعلۀ جاوید دور سوم تحت عنوان “مکثی بر یک ادعای بیادامۀ مطلب