بیانیه حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان

PDFدریافت WORDدریافت 4,949 واژه، 26 دقیقه زمان خواندن. درباره وضعیت کنونی جهان و پنج بخش اصلی آسیا (آسیای جنوبی، آسیای غربی ، آسیای مرکزی، آسیای جنوب شرقی، آسیای شرقی) پیش از ورود به تحلیل وضعیت معاصر، باید چند نکته تئوریکی را یادآور شد که مائوئیزم در تحلیل وضعیت جهان بر آن تأکید می‌کند: اول) اصول تضاد و ماتریالیزم دیالکتیکی‌:‌ صدر مائوتسه دون به صراحت مطرح نمود که همه پدیده‌ها با تضاد درونی (contradiction) شکل می‌گیرند و حرکت و تحول ناشی از همین تضادهاست. در سطح اجتماعی و تاریخی، تضاد طبقاتی، تضاد بین سرمایه و کار، تضاد میان نیروهای تولید و مناسبات تولید، و تضاد بین کشورهای امپریالیستی و کشورهای تحت سلطه، از محورهای اصلی این تحلیل هستند. دوم)‌ ادامه مبارزه طبقاتی تحت دیکتاتوری پرولتاریا حتی پس از انقلابات سوسیالیستی: به دلیل اینکه امکان بازگشت سرمایه داری پس از سرنگونی طبقات سرمایه داری وجود دارد،‌ برین اساس مبارزات طبقاتی باید ادامه یابد و قدرت باید بصورت متمرکز تحت رهبری احزاب کمونیست برای انقلاب فرهنگی و همچنان پاک سازی ضد بوروکراتیک مدیریت شود. سوم)‌ تمرکز بر انقلاب قهری از طریق دامن زدن به جنگ طولانی مدت خلق:‌ از آنجائی که در کشور های مستعمره – نیمه مستعمره – نیمه فئودال پایه هادامۀ مطلب

ششم جدی؛ بیان‌گر جنایات سوسیال‌امپریالیزم، درس‌های از یک فاجعۀ تاریخی و ضرورت انقلاب دموکراتیک نوین!

PDFدریافت WORDدریافت 1,308 واژه، 7 دقیقه زمان خواندن. ششم جدی ۱۳۵۸ نه یک رویداد تصادفی در تاریخ افغانستان، بلکه تجلی عینی تضاد اساسی جامعۀ ما در مرحله معین تاریخی آن بود: تضاد میان توده‌های تحت ستم افغانستان از یک‌سو، امپریالیزم و سوسیال‌امپریالیزم شوروی به‌همراه نیروهای وابستۀ ارتجاع داخلی از سوی دیگر. تجاوز نظامی ارتش “شوروی”، پرده از ماهیت واقعی قدرتی برداشت که به‌نام سوسیالیزم، اما در عمل در خدمت توسعه‌طلبی و سلطه‌گری امپریالیستی قرار داشت.  “شورویِ” پس از استالین نه یک دولت سوسیالیستی، بلکه یک ابر قدرت سوسیال‌امپریالیستی گردید: سوسیالیزم در شعار و امپریالیزم در کردار. ششم جدی، لحظه‌ای بود که این حقیقت را برای مردم افغانستان با تانک و توپ، ددمنشی و تجاوز عریان و اشغال و تحمیل یک دولت دست‌نشانده آشکار نمود. رژیم دست نشانده و مزدور باند حزب دموکراتیک خلق افغانستان، که خود محصول کودتای نظامی و نه جنبش توده‌ای بود، نه توانست و نه می‌توانست به نیروی مستقل کارگران و دهقانان تکیه کند. این حزب، با نادیده‌گرفتن شرایط عینی جامعه نیمه‌فئودالی و نیمه‌مستعمراتی افغانستان، کوشید تغییرات اجتماعی را از بالا و با اتکای کامل به قدرت خارجی پیش ببرد. از منظر مائوئیستی، چنین روی‌کردی نهادامۀ مطلب